اصول و مبانی آموزش مسائل دینی به کودکان و نوجوانان

در این متـن میخوانـــیم :

آموزش

اختیاری بودن مسائل دینی

آموزش تدریجی مسائل دینی

اعتدال در آموزش مسائل دینی

آسان گیری در آموزش مسائل دینی

آموزش

در آموزش و تعلیم هر موضوعی، اصول و مبانی ساختار آن موضوع از اهمیت ویژه و اساسی برخوردار است. اصول و مبانی هر علمی به منزله ستون و پایه ساختمان است که در استحکام و عمر آن نقش اساسی دارد. در علوم گوناگون نیز مانند جامعه شناسی، روان شناسی، تعلیم و تربیت، و راهنمایی و مشاوره، اصول و مبانی این علوم نقش اساسی بر عهده داشته و در واقع، فعالیت ها و روش ها مبتنی بر اصول آن علم است; مثلا، در راهنمایی و مشاوره، اصول و مبانی این علم به فعالیت ها، روش ها و فنون مشاور جهت می دهد و نقش بنیادی و اساسی در فعالیت های مشاور ایفا می کند. روش ها و شیوه های آموزش مسائل دینی در کودکان و نوجوانان بر اصولی استوار است که مهمترین آن ها عبارتند از:



فطری بودن مسائل دینی


نیاز به پرستش و نیایش یکی از نیازهای اساسی و عمیق است که در عمق روان بشر وجود دارد. در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده است که پرستش جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. گاهی که این میل و روح پرستش توسط انبیا (ع) در مسیر صحیحی قرار گرفته، به خداپرستی ختم شده، اما گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون مانند سنگ و چوب، ماه، خورشید، آتش، گاو و پول مورد پرستش قرار گرفته اند

.
استاد شهید علامه مطهریدر این باره می فرماید: «یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود انسان ها حس نیایش و پرستش است. مطالعه آثار زندگی بشر نشان می دهد هر زمان، هرجا که بشر وجود داشته است، نیایش و پرستش هم وجود داشته است. چیزی که هست شکل کار و شخص معبود متفاوت شده است; از نظر شکل، از رقص ها و حرکات دسته جمعی موزون هم راه با یک سلسله اذکار و اوراد گرفته تا عالی ترین خضوع ها و خشوع ها.» همه کودکان به طور فطری کنجکاو و کاوشگر بوده و به دنبال پاسخ به سؤالات و چراها هستند و میل به پرستش و نیایش در وجودشان موج می زند; مثلا، وقتی بزرگ ترها به آن ها محبت و نوازش می کنند، ممکن است قادر به تفهیم تشکر و سپاس خویش به آنها نباشند، ولی با پیام هایی که از طریق چشم و نگاه های معصومانه و چهره متبسم به ما می دهند، تشکر و قدردانی خویش را ابراز می دارند.
تجربیات و مشاهدات نیز مؤید این مطلب است که کودکان در تقلید و یادگیری مفاهیم و مسائل دینی مثل نماز و روزه آمادگی بیشتری در مقایسه با دیگر رفتارها و موضوعات از خود نشان می دهند. این موضوع مؤید فطری بودن خداجویی در کودکان است. طبق منابع اسلامی، برای ما مسلم و متقن است که میل به پرستش، نیایش، کمال طلبی و حقیقت جویی در کودک، فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی (پرستش بت، خورشید، گاو و ساختن بهترین مکان ها برای معابد) و آیات و روایات تأیید می کند. خداوند تبارک و تعالی در قرآنمجید، می فرماید: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثرالناس لا تعلمون؛ پس روی خود به سوی دین حنیف کن که مطابق فطرت خداست; فطرتی که خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونی نیست، این است دین مستقیم، ولی بیشتر مردم نمی دانند.» (روم/ 30


اگر مشاهده می شود که گروهی از کودکان و نوجوانان نسبت به مسائل دینی (از جمله نماز) رغبت و تمایلی از خود نشان نمی دهند، این مربوط به عوامل محیطی است که فطرت کودک را از مسیر خود منحرف کرده است. متأسفانه بعضی از والدین به دلیل عدم حساسیت و اهمیت نسبت به مسائل دینی و گاهی به دلیل سخت گیری ها و آموزش های غلط و عدم آشنایی آنان با سیره ائمه اطهار (ع) و روش های تربیتی، به گونه ای با کودک رفتار می کنند که آنان نسبت به مسائل دینی بی تفاوت، کم رغبت و بعضا از آن متنفر می شوند. با کمال تأسف، باید گفت که بعضی از والدین حساسیت و دقتی که در امور دنیوی (تغذیه، لباس، درس و مانند آن) فرزندانشان از خود نشان می دهند در مسائل معنوی و دینی آن ها ندارند.


به راستی، این گروه از والدین مصداق کلام نورانی رسول خدا ( ص) هستند که می فرماید: «وای بر فرزندان آخرالزمان، از دست پدرانشانگفتند: «یا رسول الله، منظور شما پدران مشرکند؟» فرمود: «خیر، بلکه پدران مؤمنی که واجبات دینی را به فرزندان خود نمی آموزند و اگر آنان خود بخواهند احکام دین را فرا گیرند، ایشان جلوگیری می کنند (و حال آن که) اگر کالایی به دست بیاورند از آنان راضی و خوشحال خواهند شد. من از ایشان بیزار و آنان نیز از من بیزارند.» با توجه به این اصل که خداجویی امری فطری و درونی است، علمای تعلیم و تربیت اسلامی باید به فکر تهیه و تدوین کتبی باشند که شیوه های صحیح رشد و پرورش این حس را بر مبنای فطری بودن آن به والدین آموزش دهد تا آنان به شیوه ها و روش های نادرست متوسل نشوند.

اختیاری بودن مسائل دینی

انسان به اقتضای فطرت الهی خود و به دلیل آن که موجودی است چند بعدی و به اعتبار کرامتی که خداوند برای او مقرر نموده، موجودی است مختار و کرامت خویش را می تواند با اختیار خود کسب نماید. در واقع، از دیدگاه اسلام، انسان موجودی است که دارای میل ها و جاذبه های معنوی است که سایر موجودات فاقد آن می باشند. انسان قادر است در برابر میل های درونی خود ایستادگی کند و فرمان آن ها را اجرا نکند یا به بعضی از آن ها پاسخ گوید و بعضی دیگر را مهار نماید یا از آن ها در جهتی خاص استفاده کند. این توانایی انسان به حکم نیرویی است که آن را «اراده» می نامند و تحت فرمان عقل عمل می کند. این توانایی بزرگ از مختصات انسان است و بر اساس این توانایی است که انسان یک موجود آزاد، انتخابگر، صاحب اختیار می باشد. در قرآن و منابع تعلیم و تربیت اسلامی، دلایل متعددی وجود دارد دال بر آزادی و اختیار انسان; از جمله آن هاست:


«
انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا؛ ما راه راست را به او (انسان) نشان دادیم; یا شکرگزار خواهد بود یا کفران خواهد ورزید.» (انسان/ 3


«
فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر؛ پس هرکه می خواهد ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کفر بورزد.» (کهف/ 29
«
کل نفس بما کسبت رهینة؛ هر کس در گرو اعمالی است که آن را کسب کرده.» (مدثر/ 38
این که انسان می تواند مشرک باشد یا موحد دلیل بر اختیار اوست. وجود انبیا (ع) و تعلیم و تربیت و مسؤول بودن انسان دلیل دیگری است بر مختار بودن او. در دعوت کودکان و نوجوانان به دین، باید به گونه ای عمل کنیم که آن ها احساس آزادی کنند و با توجه به این موضوع که انسان فطرتا خداجوست، با تذکر روش های صحیح، این فطرت را در وجود آنان بیدار نماییم و آن ها را به طرف پذیرش دین سوق دهیم. پیامبر گرامی (ص) نیز با نرم خویی و با زبان لین افراد را به دین اسلام دعوت می کردند. به تجربه نیز ثابت شده است که با زور و اکراه نمی توان کسی را به راه راست هدایت کرد. خداوند تعالی می فرماید: «افأنت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین؛ ای رسول! تو کی توانی همه را با جبر و اکراه مؤمن گردانی؟» (یونس/ 99) اگر به مفاد آیه «لا اکراه فی الدین، قد تبین الرشد من الغی؛ در دين هيچ اجباری نيست و راه از بيراهه به خوبی آشكار شده است.» (بقره/ 256) توجه نماییم، خداوند می فرماید: ای پیامبر، وظیفه تو تبیین است. تبیین کردی، دیگر جای اکراه وجود ندارد. و یا می فرماید: «انما علیک البلاغ انما انت منذر؛ کار تو فقط ابلاغ است، تو فقط منذر هستی.» (آل عمران/ 20) بنابراین، نباید هیچ گاه کودکان و یا نوجوانان را مجبور به دینداری کنیم یا برای آن که دیندار شوند، نباید به آن ها مزایای زیادی بدهیم.
اگر بدون استفاده از این دو حربه تهدید و تطمیع، بتوانیم آن ها را به عقیده ای معتقد کنیم، آن اعتقاد درونی خواهد بود; یعنی اعتقادی که نه برای جلب منفعت است و نه به دلیل ترس از قدرت. وقتی نوجوان مجبور به دینداری نشود (و در دوره کودکی، سالم و عاری از انحراف پرورش یافته باشد) و دین به نحو منطقی و در شرایط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به این که به تفکر انتزاعی رسیده است اگر دلایل و اعتقادات ما محکم و قابل دفاع باشد، دین یا مذهب را خواهد پذیرفت و این دین داری او وراثتی یا ریاکارانه و هم راه با ناخالصی نخواهد بود، بلکه «دین خالص» خواهد بود و در پی آن، به دستوراتش عمل خواهد کرد. در دین اسلام، تأکید فراوان بر این مطلب می شود که اصول دین تقلیدی نیست، بلکه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش کنیم که کودک و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب کننده، به دین دعوت نماییم و از افرادی که دارای مبناهای اعتقادی و فکری قوی هستند در این زمینه، کمک بگیریم. باید توجه داشته باشیم که کودک و به ویژه نوجوان، در مقابل برخوردهای آمرانه، مقاومت می کند.


اگر والدین می خواهند فرزندان آن ها نمازخوان و معتقد بار آیند، سعی کنند اولا، خودشان عامل به دستورات و تعالیم دینی باشند و به دور از ریا و با خلوص نماز را به پای دارند و خودشان بدان معتقد باشند. ثانیا، توجه داشته باشند که در دوران کودکی، فرزندانشان را با نماز و مجالس و محافل مذهبی مأنوس سازند و سعی کنند که خاطرات خوشی را در ذهن آنان ایجاد نمایند و از سختگیری، اجبار و اکراه آن ها خودداری ورزند. پدری که برای بیدار کردن دختر تازه بالغ خود برای ادای نماز صبح، دستی به گیسوان او می کشد و با نوازش و محبت او را از خواب شیرین صبحگاهی بیدار می کند، انجام این تکلیف دینی را با شیرینی محبت پدرانه خویش می آمیزد و عبادت را در کام فرزندش شیرین می سازد.


ثالثا، والدین نسبت به مسأله نماز و مسائل اعتقادی هم چون سایر مسائل حساسیت نشان دهند. اگر آن ها به سفارش ها و سیره ائمه اطهار (ع) و بزرگان دین عمل کنند، قطعا فرزندانی معتقد و با نماز خواهند داشت.

آموزش تدریجی مسائل دینی

آموزش معارف و مسائل دینی دارای مراتب و درجاتی است و هر مرتبه و درجه ای از آن، اصول و مقتضیاتی دارد که باید مراعات شود. تفاوت این مراتب و درجات به دلیل تفاوت های فردی در رشد استعدادهای ذهنی و روحی و نیز تفاوت در معلومات و تجربیات و شرایط گوناگون اجتماعی و فرهنگی در متعلمان است. بدین روی، باید مطالب و مفاهیم آموزشی و دینی متناسب با سطح درک و قوای ذهنی و روانی متعلمان باشد. والدین و بزرگسالان نباید توقع داشته باشند که کودک آن ها سریع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن و آموزش آن ها به نماز باید بر اصل تدریج مبتنی باشد. کودک نباید یکباره بار سنگینی از وظایف دینی را بر دوش خود احساس کند و خود را به انجام آن موظف بداند. تکالیف سنگین و زودهنگام و خارج از طاقت و توان کودک ممکن است صدمه ای جبران ناپذیر بر اعتقادات دینی و مذهبی او وارد آورد. در تعالیم اسلامی، توصیه های فراوانی در زمینه آموزش تدریجی مسائل دینی آمده است.


امام جعفر صادق)ع(می فرمایند: «وقتی کودک به سن سه سالگی رسید، از او بخواهید که هفت بار «لا اله الا الله» بگوید، سپس او را به حال خود واگذارید تا به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد. در این هنگام، به او آموزش دهید که هفت بار بگوید «محمد رسول الله» و سپس تا چهار سالگی او را آزاد بگذارید. در آن هنگام، از وی بخواهید که هفت مرتبه «صلی الله علیه و آله» را تکرار نماید و سپس تا پنج سالگی او را رها کنید. در این وقت، اگر کودک دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را در برابر قبله قرار دهید و سجده را به او بیاموزید و در سن شش سالگی رکوع و سجود و دیگر اجزای نماز را به او آموزش دهید. وقتی هفت سال او تمام شد، به او بگویید دست و صورت خود را بشوید (در مورد وضو نیز به تدریج، وضو گرفتن را به او بیاموزید) سپس به او بگویید نماز بخواند. آن گاه کودک را به حال خود واگذارید تا نه سال او تمام شود در این هنگام، وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید و او را به نماز خواندن وادارید


در مورد روزه گرفتن نیز به همین صورت است. امام صادق (ع) می فرماید: «ما اهل بیت هنگامی که کودکانمان به پنج سالگی رسیدند، دستور می دهیم نماز بخوانند. پس شما کودکان خود را از هفت سالگی به نماز امر کنید. و ما در هفت سالگی امر می کنیم به اندازه تواناییشان نصف روز و یا بیشتر و یا کمتر روزه بگیرند و دستور می دهیم هنگامی که تشنگی و گرسنگی بر آنان غالب شد، افطار کنند. این کار برای آن است که به روزه گرفتن عادت کنند. پس شما کودکان خود را در نه سالگی (در مورد پسران) به اندازه تواناییشان امر به روزه گرفتن کنید و چون تشنگی و گرسنگی بر آنان غالب گردید، افطار کنند


تعالیم اسلام به صورت تدریجی به مردم عرضه گردیده و قرآن نیز به تدریج بر مردم خوانده شده، شراب و ربا هم تدریجا تحریم گردیده است. بعضی از والدین و مربیان، متأسفانه، قصد دارند در فرصتی کوتاه و سریع فراگیران خود را به سر منزل مقصودی که در ذهن خود دارند، برسانند، بدون این که آنان خود فرصت دستیابی خویش را فراهم نمایند. علمای تعلیم و تربیت در این باره چنین اظهار نظر کرده اند اگر پیام تربیتی با سرعت و تعجیل و بدون در نظر گرفتن فرصت درون سازی از جانب کودک به او ارائه گردد (هر چند یک انتقال صوری انجام گرفته است)، اثر آن پایدار و مانا نخواهد بود. بنابراین، بهتر است کودک هر چیزی را هرچند اندک باشد، خوب یاد بگیرد و هضم و جذب نماید، وگرنه دیگران و خود را با دانش سطحی و قشری خویش گول خواهد زد. آنچه تا کنون مشخص گردیده نشان دهنده آن است که سرعت بیش از اندازه و به دور از توانمندی و جذب ظرفیت طبیعی کودک، فرایند درون سازی مفاهیم تربیتی را مختل می سازد. در واقع، هماهنگی مشترک بین توانایی و قابلیت متربی از یک سو و امکانات مناسب تربیتی از سوی دیگر است که میزان سرعت متناسبی را می طلبد که تشدید و یا تخفیف بیش از حد آن به اختلال در فرایند تربیت و حتی اختلال در تعادل شخصیت متربی منجر می گردد.
یافته های اسمد اسلاند (smed slund (1961 نیز نشان می دهد که اگر فرایند تربیت در قالب مراحل تحول روانی با تسریع بیش از حد همراه باشد، یادگیری مفاهیم و ارزش های اخلاقی- تربیتی ناپایدار خواهد بود تا حدی که کودک قادر به تعمیم اصول یادگرفته شده به شرایط جدید و موقعیت های تازه نیست. مربیان آگاه، عالم و بصیر زمان مناسب را تشخیص داده و آموزش را بر مبنای آمادگی و توانایی ذهنی و روانی کودک منطبق کرده، نتیجه مطلوب را به دست می آورند.

اعتدال در آموزش مسائل دینی

اعتدال و میانه روی، زیربنای تعالیم است، به گونه ای که در همه دستورات و مقررات آن، از هرگونه افراط و تفریط جلوگیری به عمل آمده است; در عبادت، تحصیل علم، خوردن، پوشیدن، رفاقت، دشمنی و در سایر شؤون زندگی، همه جا میانه روی توصیه شده است. اصل تعادل از اصولی است که در قرآن کریم بدان عنایت شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «و لذلک جعلناکم امة وسطا؛ ما شما را امتی میانه و معتدل قرار دادیم.» (بقره/ 143) هم چنین در حیات سراسر نورانی پیامبر اکرم (ص) و ائمه هدی (ع)، در تمامی اعمال و رفتارشان می توان تعادل را مشاهده کرد. امام علی )ع) درباره پیامبر (ص) می فرماید: «سیرته القصد؛ سیره آن حضرت تعادل و میانه روی بود
انسان موجودی است چند بعدی و چند کانونی. اسلام نیز، که دین جامع و کاملی است، به تمام نیازهای انسان توجه کرده است. برای رشد، تعالی و کمال بشر، لازم است همه ابعاد انسان به صورت هماهنگ و متعادل رشد و تکامل یابد تا انسان حقیقی پرورش یافته، انسانیت او تحقق یابد. عدم توجه به تمام ابعاد وجودی انسان و یا توجه بیش از حد به یک بعد و نادیده گرفتن ابعاد دیگر، جامعیت و وحدانیت وجود آدمی را نادیده گرفته، انسان را یک بعدی و تک ساحتی می سازد. اگر انسان را فقط در یک بعد ببینیم و او را در همان بعد تربیت کنیم، در حقیقت، موجبات مرگ و نابودی شخصیت انسانی او را فراهم کرده ایم. متأسفانه بیشتر انسان ها و بسیاری جوامع فاقد این اصل در زندگی بوده و هستند و در دام افراط و یا تفریط غلتیده اند و از مسیر صحیح و تعادل و تکامل خارج شده اند. ریشه بسیاری از انحرافات فردی، اجتماعی، اخلاقی و روانی را می توان در عدم رعایت اصل تعادل جستجو کرد.
دکتر رجبعلی مظلومیمی نویسد: «میانه روی در عبادت هم باید مراعات شود. درست است که توصیه ها و تشویق های پیشوایان دین هر انسان محب پروردگار را به انجام عبادات راغب می گرداند، اما توانایی ها و آمادگی های روحی او نیز شرط است. اگر او با تحمیل عبادت بر خود، لذت عبادت را از خویش سلب کند و خود را در آن به تکلف اندازد، نه عبادت او عبادتی سالم محسوب می شود و نه خود او از عبادتش بهره معنوی می برد.» ظرفیت انسان برای عبادت، محدود است. از این رو، باید سعی شود عبادت با نشاط باشد. اگر نشاط از بین برود، عبادت جنبه تحمیلی پیدا می کند و در حکم خوردنی نامطبوع و مهوعی می گردد که واکنش بدن پس زدن و نپذیرفتن آن است. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «دین اسلام دینی است متین، محکم و منطقی و مبتنی بر ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی; سفارش می کند که با مدارا و متانت حرکت کنید و عبادت خود را مبغوض و منفور نفس خویش قرار ندهید; به گونه ای عمل نکنید که نفستان عبادت را دشمن بدارد، بلکه طوری عمل کنید که نفس، عبادت را دوست بدارد و مجذوب آن گردد. مانند اسب سواری نباشید که در اثر تندی و شتاب زیاد (سواره ای که میزان توانایی مرکوب را در نظر نمی گیرد و تنها شلاق را می شناسد: ) نه خود به مقصد می رسد و نه برای مرکب او کمر و توانایی می ماند (زانو می زند و قدم از قدم نمی تواند بردارد)


پیامبر گرامی (ص) همانگونه که با غرق شدن در مسائل مادی و شهوانی مخالف بودند، با رهبانیت و عبادت های صوفیانه نیز مخالفت می ورزیدند و در برخورد با کسانی که نسبت به مسائل زندگی بی اعتنا شده و به عبادت پرداخته بودند، می فرمودند: «بدن شما و زن و فرزند و یارانتان بر شما حقوقی دارند و باید آن ها را رعایت کنیدعثمان بن مظعون، که از یاران پیامبر اکرم (ص) و از مسلمانان فداکار بود، روزی همسرش خدمت رسول اکرم (ص) آمد و عرض کرد: «شوهرم، عثمان، مدتی است از کار و زندگی دست کشیده و کمر به عبادت خدا بسته است. او تمام روزها روزه می گیرد و تمام شب ها را به نماز و عبادت می گذراند.» رسول اکرم (ص) که همواره درس اعتدال و میانه روی به مردم می دادند و با هرگونه افراط و تفریط مبارزه می کردند، از شنیدن این خبر غضبناک شدند و بلافاصله به جایگاهی که عثمان برای عبادت انتخاب کرده بود، رفتند. عثمان مشغول نماز بود، وقتی رسول خدا (ص) را دید، زود نماز را به پایان رسانید و در پیشگاه آن حضرت عرض ادب کرد. پیامبر (ص) به او فرمود: «ای عثمان، خداوند در آیین من رهبانیت و ترک دنیا قرار نداده، بلکه مرا با دینی پاک و آسان و گشاده مبعوث کرده است. من که پیامبر شما هستم، هم روزه می گیرم، هم نماز می خوانم و هم به زن و زندگی خود می رسم. کسی که آیین مرا دوست دارد، باید روش های مرا سرمشق خود قرار دهید. یکی از روش های من ازدواج و تشکیل خانواده و توجه به زن و زندگی است


امام جعفرصادق (ع) می فرماید: «در جوانی، سخت مشغول عبادت بودم. پدرم به من فرمود: فرزندم، (زیاد خود را خسته مساز) کمتر از این مقدار هم می توانی انجام دهی. به درستی که خداوند اگر بنده ای را دوست داشته باشد، به عبادت اندک او راضی خواهد شد


همچنین ابوبصیراز امام صادق (ع) روایت کرده است: «(زمانی که به همراه پدرم به حج مشرف شده بودم) روزی با پدرم طواف می کردم، در حالی که جوان بودم. (در یکی از شوط ها) سخت مشغول عبادت بودم و عرق می ریختم. در این حال، پدرم از کنارم عبور می کرد، مرا دید و فرمود: جعفر! فرزندم! اگر خداوند بنده ای را دوست داشته باشد، او را به بهشتمی برد و از او به عبادتی اندک خشنود می شودفجیع عقیلی می گوید: امام حسن (ع) به من فرمود: هنگامی که پدرم در حال احتضار بود، وصیت کرد: در عبادت، میانه رو باش و آنچه را همیشه می توانی انجام دهی و در توان توست، انجام ده (نه آنچه را که تاب و توان آن را نداری).» بی اطلاعی برخی از والدین و مربیان از مراحل رشد و تحول روانی کودکان و نوجوانان و هم چنین ناآگاهی آنان از روش های برخورد ائمه اطهار (ع) در این زمینه، و نیز اتکا به دانسته ها و تجربیات غیر علمی و غلط خویش و نیز اظهار نظرهای غیر مسؤولانه بعضی از مبلغان، که سخنانشان پایه و اساس دینی، علمی و منطقی ندارد، موجب می شود چنان رفتاری با کودکان و نوجوانان داشته باشند، که بعضا به حال آن ها مضر است. تأکید بیش از حد والدین و علاقه مفرط آنان به مذهبی شدن فرزندانشان و بی توجهی به توان، استعداد و نیازهای روحی و روانی آنان و خارج شدن از مرز اعتدال، عواقب ناگوار و نامطلوبی در پی خواهد داشت.



تکرار و مداومت در آموزش مسائل دینی


تکرار و استمرار سبب یادگیری درست، سرعت عمل و کسب مهارت در هر زمینه ای می شود. «کار نیکو کردن از پر کردن است.» هیچ کس نمی تواند منکر باشد که اگر مفاهیم و لغات آموخته شده از زبان بیگانه، تمرین و تکرار نشود، دیر یا زود به فراموشی سپرده می شود. تحقیقات ابینگموسنیز این مطلب را تأیید می کند که روش تمرین و تکرار در یادگیری مطالب و مفاهیم تأثیر دارد. به عنوان مثال، تجربه کرده ایم که کودکان جدول ضرب را در دوران ابتدایی از همین طریق یاد می گیرند. دکتر قائمی در این باره می نویسد: «برای تقویت و ایجاد رفتاری ثابت و عادتی استوار در کودک و نوجوان، باید از مجرای «تکرار» وارد شد. بسیاری از افکار و اعمال در سایه تمرین و عمل مکرر در انسان تثبیت می شوند. حتی ایمان آدمی هم نوعی تثبیت در سایه عمل است (لا یثبت الایمان الا بالعمل) و هر قدر عمل مکررتر باشد، امکان تثبیت آن بیشتر خواهد بود. هم چنین در تربیت دینی، این اصل وجود دارد که از راه ظاهر و عمل ظاهری، می توان در باطن نفوذ داشت و بر عکس. کودک را باید به مظاهر عمل و تکرار در این ظاهر انس دهیم تا باطن او شکل گیرد. تجارب و تعالیم علمی نشان داده اند که حتی عمل ریایی، در صورت تکرار، در فردی تثبیت می شود و پس از تثبیت، می توان یک عمل ریایی را به صورت واقعی و بی ریا درآورد، بدان شرط که نیت عمل را عوض نمایند. این روش، خصوصا در مورد کودک مؤثر است; مثلا، ممکن است کودک و یا نوجوانی از طرف امام جماعت و... تشویق شود و خاطره خوشی در ذهنش شکل گیرد و مدتی به خاطر همین تشویق به مسجد برود، ولی پس از مدتی جاذبه های معنوی مسجد و حالات نمازگزاران به هنگام نماز، کودک و نوجوان را مجذوب خود نماید و فردی مذهبی بار آید. بدین سان، ما کودک را به تکرار ظاهر در عبادت سوق می دهیم تا زمینه برای انس او به عبادت، تثبیت عمل و ایجاد عادت در او فراهم آید. به ویژه که طبیعت کودک طبیعت تکرار است. یک کتاب قصه را اگر ده ها بار برایش بخوانیم، خسته نمی شود و باز می خواهد آن را برایش تکرار کنیم
پیامبر گرامی (ص) بزرگ مربی مکتب اسلام، در زمینه آموزش نماز و تکرار آن برای نوه گرامیشان، حضرت امام حسین (ع) چنین رفتاری داشتند. گویند روزی رسول مکرم حضرت محمد (ص)، قصد خواندن نماز داشتند و امام حسین (ع) در کنار جد بزرگوارشان، در صدد همراهی با آن حضرت بودند. پیامبر (ص) تکبیر گفتند، ولی امام حسین (ع) نتوانستند آن را تکرار کنند. پیامبر (ص) تکبیر دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم را گفتند. در نهایت، برای هفتمین بار، تکبیر امام حسین (ع) صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید. این شیوه رفتار نبی مکرم (ص) می تواند الگوی خوبی برای والدین و مربیان باشد. آنان باید همانند پیامبر عظیم الشأن (ص) مراحل رشد کودک را در نظر گرفته، سعی کنند با صبر و حوصله، به نیازهای فطری کودکشان پاسخ دهند. هنر بزرگ والدین و مربیان در این است که دنیای کودک را درک نمایند و بدانند که برخی از مسائل که ممکن است برای بزرگسالان خسته کننده باشد، برای کودکان لذت بخش است. کودک از تکرار مکررات خسته نمی شود; ذکر مکرر قصه ها و داستان ها آنان را اصلا خسته نمی کند; به خصوص اگر بیان این داستان ها با صوت خوش و آهنگ مطلوبی باشد، آنان کاملا مجذوب و علاقه مند می شوند.


مادران در این باره خوب می دانند که بعضی از قصه ها را صدها بار تکرار کرده اند و باز هم کودک به آن علاقه نشان داده است. از این رو، توصیه می شود که والدین نماز را با حال و با صوت و آهنگ موزونی قرائت کنند تا کودکان بیشتر مجذوب کلام الهی شوند. برای این کار می توانند به قرائت نمازهای علمای ربانی گوش فرا دهند و از آن ها بهره گیرند. در پایان، متذکر می شود که والدین صبورانه در مقابل رفتارهای کودک عمل کنند و بدانند که سرنوشت و آینده کودک به دست آنان رقم می خورد. به تعبیر دیگر، کودکان آیینه تمام نمای والدین هستند. اگر آنان با حال و حوصله و توجه و عشق نماز را اقامه کنند و بهترین حالات آنان زمانی باشد که به نماز می ایستند، مسلما فرزندانشان نیز چنین شیوه ای را پیشه خود خواهند کرد.

آسان گیری در آموزش مسائل دینی

رسول خدا (ص) در مناسبت های گوناگون، به دفعات و با تأکید، می فرمودند: «اسلام دین آسانی است و دین داری مشکل نیست. مبادا افراد نادان بر خود سخت بگیرند و مبادا متولیان امور دینی کاری انجام دهند که مردم تصور کنند دینداری مشکل است و با سختگیری های بی جا مردم را از دین فراری دهند.» روزی پس از نماز، مردم اطراف پیامبر (ص) را گرفتند و از ایشان مسأله ای پرسیدند. چند بار سؤال کردند: «آیا فلان کار اشکال دارد؟» آن حضرت فرمودند: «نه، اشکال ندارد.» «ای مردم، دین خدا در آسانی است.» این سخن را پیامبر )ص) سه بار تکرار کردند. قرآن به صراحت، اعلام کرده که تکالیف دینی سخت نیست. در این باره، آیات ذیل قابل توجه است:
«
خداوند آسانی را برای شما می خواهد و سختی و مشقت برایتان نمی خواهد.» (بقره/ 185


«
خداوند در دین اسلام، تکلیف سختی بر شما تحمیل نکرده است.» (حج/ 78


«
خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی کند.» (بقره/ 286)


پیامبر گرامی (ص) می فرمایند: «خداوند اسلام را تشریع کرد و آن را سهل و آسان و گشاده قرار داد، نه سخت و تنگ.» ایشان وقتی افرادی را برای تبلیغ و ارشاد مردم و آشنا کردن آن ها با مبانی اسلام اعزام می کردند، یکی از مهمترین رهنمودهایشان این بود که «مژده بدهید، نترسانید، آسان بگیرید و سخت نگیرید.» در برنامه های جمعی و عبادات اجتماعی اسلام، روی موضوع خودداری از تندروی و سخت گیری و خسته کردن افراد عنایت خاصی مبذول گردیده و اولیای گرامی (ع) توصیه های فراوانی نموده اند که مبادا از رعایت حال و حفظ نشاط افراد غفلت شود و در عبادات و مراسم اسلامی، به جای جاذبه و علاقه و سازندگی، تنفر و دافعه صورت گیرد. به همین دلیل، در احادیث متعددی، توصیه شده است که نمازهای جمعه و جماعات به گونه ای نباشد که به سبب طولانی شدن و سنگین بودن، حقوق ضعیفان و سالمندان و کودکان تضعییع گردد. در این باب، از سوی اولیای عظیم الشأن اسلام، توصیه های فراوانی رسیده است از جمله:


انس بن مالکروایت کرده که پیامبر اکرم (ص) نمازشان از همه کاملتر و کوتاهتر بود. معاذ بن جبلکه در یکی از مساجد مدینهپیش نماز بود، روزی در نماز جماعت سوره بزرگی را تلاوت کرد و نماز را آن قدر طول داد که مردی در اثر خستگی و ناتوانی طاقت نیاورد و نتوانست نماز خود را با جماعت به پایان برساند; در میان نماز، قصد فرادا کرد، نماز خود را تمام نمود و به سراغ کار خود رفت. وقتی این خبر به اطلاع پیامبر (ص) رسید، آن حضرت بسیار ناراحت شدند و دستور دادند معاذ را حاضر کنند. آن گاه با ناراحتی به او فرمودند: «یا معاذ، ایاک ان تکون قتانا; ای معاذ، این طور نباشد که مردم را از نماز جماعت فراری بدهی


آسان گیری در مسائل دینی کودکان، از اهمیت مضاعف و به سزایی برخوردار است. در دوران خردسالی، در نماز باید به گونه ای عمل کنیم که کودک احساس خستگی نکند. نباید نماز را برای او سنگین و کسل کننده بسازیم. به مصلحت اوست که نمازها را با ذکرهای طولانی و رکوع و سجودهای خسته کننده، طولانی نکنیم. حتی سفارش شده است به خاطر چند کودکی که با شما به نماز ایستاده اند، آن را سریع تر بخوانید، از برخی کارهای مستحبی صرف نظر کنید، هشیار باشید که او کودک است و حال و روحیه شما را ندارد، به ویژه که از حالات و رفتار شما سردرنمی آورد و معنای عبارات شما را نمی فهمد.

+
مرحوم میزرای نوریدر مستدرک الوسائلمی نویسد: امام سجاد(ع) کودکانی را که نزد ایشان بودند، وامی داشتند تا نماز «ظهر و عصر» و «مغرب و عشا» را با هم بخوانند. به آن حضرت اعتراض شد، فرمودند: «این کار برای آن ها سبکتر و بهتر است و سبب می شود به خواندن نماز پیشی بجویند و برای خوابیدن یا سرگرمی با کار دیگری نماز را ضایع نسازند.» امام، کودکان را به چیز دیگری غیر از نماز واجب دستور نمی دادند و می فرمودند: «اگر قدرت و طاقت بر خواندن نمازهای واجب داشتند، آنان را محروم نسازیدابن قداحروایت کرده است که امام صادق (ع) فرمودند: «ما به فرزندان خود دستور می دهیم مادامی که در حال وضو هستند و مشغول کار دیگری نشده اند، نماز ظهر را با نماز عصر، و نماز مغرب را با نماز عشا بخوانند


خاطره ای خواندنی از یکی از عرفای بزرگ گویای این مطلب است که اگر الگوهای کودک و نوجوان اشخاصی عالم، آگاه، بصیر و آشنا به مسائل تربیتی باشند، می توانند اثرات سازنده و مثبتی بر کودک و نوجوان بگذارند: روزی از سهل شوشتری، که از عرفای بزرگ و اهل کرامات بود، پرسیدند: «چگونه به این مقام و مرتبه رسیدی؟» پاسخ داد: «در کودکی نزد دایی ام زندگی می کردم. وقتی هفت ساله بودم، نیمه شب ادرار به من فشار آورد، به ناچار از رخت خواب برخاستم و به دستشویی رفتم. وقتی برگشتم که بخوابم، دایی ام را دیدم که رو به قبله نشسته، عبایی به دوش کشیده، عمامه ای دور سرش پیچیده و مشغول نماز خواندن است. از حالت او خوشم آمد. کنارش نشستم تا نمازش تمام شد، آن گاه از من پرسید: "پسر، چرا نشسته ای؟ برو بخواب!" گفتم: "از کار شما خوشم آمده و می خواهم پهلوی شما بنشینم." گفت: "نه، برو بخواب." رفتم و خوابیدم. شب بعد نیز از خواب بیدار شدم. وقتی از دستشویی برگشتم، باز هم دایی مشغول نماز خواندن بود. کنارش نشستم. به من گفت: "برو بخواب." گفتم: "دوست دارم هر چه شما می گویید، من هم تکرار کنم." دایی ام مرا رو به قبله نشانید و گفت: یک مرتبه بگو: "یا حاضر و یا ناظر" من هم تکرار کردم. سپس دایی گفت: "برای امشب کافی است، حالا برو بخواب."


این کار چند شب تکرار شد و هر شب عبارت "یا حاضر و یا ناظر" را چند بار تکرار می کردم. کم کم، وضو گرفتن را هم آموختم و پس از آن که وضو می گرفتم، هفت بار می گفتم: "یا حاضر و یا ناظر" بالاخره، کار به جایی رسید که من بدون این که نزد دایی بروم، خودم قبل از اذان صبح بیدار می شدم و پس از نماز تسبیح به دست می گرفتم و پیوسته تکرار می کردم: "یا حاضر و یا ناظر" و از این کار حظ روحانی می بردم تا این که به این مقام و مرتبه رسیدم
بعضی از والدین و مربیان اصرار دارند، حتی از روی جبر و اکراه، بدون توجه به حال و روحیه کودک، او را نمازخوان بار آورند، اما ناخودآگاه افرادی لامذهب و عقده ای می پرورانند. چنین افرادی در نخستین فرصتی که به قدرت و استقلالی دست یابند، ترک دین و عبادت خواهند گفت. روشن است که مسؤولیت چنین کاری بر عهده کسانی است که چنین زمینه ای فراهم ساخته اند. آموزش مسائل مذهبی به کودکان و نوجوانان، آگاهی، بصیرت و فنون تربیتی را می طلبد. والدین باید بدانند که شیوه های سنتی و منسوخ، که هیچ سنخیتی با تعالیم آسمانی اسلام و علوم جدید ندارد، جوابگوی نیازهای کودکان و نوجوانان نمی باشد و با این روش ها نمی توانند کودکان و نوجوانان خود را مذهبی بار آورند. بدین روی، توصیه می شود با مطالعه و بررسی سیره ائمه اطهار (ع) و سفارش های آنان، به تربیت مذهبی کودکان و نوجوانان اقدام نمایند.



ایجاد هماهنگی میان خانه، مدرسه و جامعه در آموزش مسائل دینی


یکی از عوامل مؤثر در تکوین شخصیت علمی، معنوی و جسمی کودک و نوجوان، ایجاد هماهنگی و همکاری مثبت و سازنده بین خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه ها و...) است. برای رسیدن به اهداف تربیت دینی و ترویج فرهنگ نماز، همکاری همه نهادها، به خصوص نهادهای فرهنگی و تربیتی، ضرورت تام دارد. خانه، مدرسه و جامعه در انجام وظایف تربیتی و پرورش مسائل دینی مکمل یکدیگرند. پیوند و ارتباط نزدیک خانه، مدرسه و جامعه در واقع، پیوند استوانه های تربیت صحیح و منطقی است. امروزه لازم است مدارس علاقه ای واقعی و باطنی برای حضور مستمر و ارتباط نزدیک دانش آموزان با مساجد در آنان ایجاد کنند. در این زمینه، مدارس نباید تنها به ساختن نمازخانه ها اکتفا کنند. با وجود آن که ساخت و توسعه نمازخانه ها اقدامی مثبت و ارزنده برای رسیدن به ارزش ها و مقدسات والای دینی است، اما هیچ گاه جای مساجد و اثرات سازنده آن ها را نمی گیرد.
لازم است تمام تلاش دست اندرکاران تعلیم و تربیت (والدین، معلمان، ائمه جمعه و جماعات و رسانه های گروهی) بر این باشد که پیوندی واقعی (نه ظاهری و صوری) بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد کنند که با این گونه پیوندی، هم خانه فضای اسلامی و ارزش های معنوی می شود و هم مدرسه نقش سازنده و هدایتگری در زمینه ارزش های دینی می یابد; چرا که فضای حاکم و ارزش های معنوی و دینی موجود در خانه و مدرسه هماهنگ و یکسان می گردد و بسیاری از تعارضات و مشکلاتی را که ممکن است برای کودکان در نتیجه عدم هماهنگی بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد شود، برطرف می سازد. البته این پیوند باید مستمر باشد، نه مقطعی و وابسته به شرایط خاص. چنین پیوندی یک کار گروهی و یک حرکت اجتماعی را می طلبد و کاری است بس پیچیده، و با چندبار بردن دانش آموزان به مسجد و حضور فیزیکی آنان نمی توان به نتایج مطلوب و رضایتبخش رسید.


فرهنگ انس با مسجد و در رأس آن، نماز به عنوان یک حرکت ارادی، آگاهانه و مستمر، باید از آغاز دوران کودکی در نظام تربیتی خانه، مدرسه و جامعه به عنوان یک اصل مهم تربیتی، مدنظر قرار گیرد تا فطرت خداجوی کودک به گونه ای رشد و پرورش یابد که هیچ عامل و شرایطی نتواند موجبات انحراف او را فراهم سازد. در آموزش و پرورش قدیم، همه مسؤولیت های تربیتی را مدرسه به عهده می گرفت، اما در تربیت جدید، این حقیقت پذیرفته شده است که آموزش و پرورش مدرسه بدون هم کاری آگاهانه و فعالانه خانواده، نتیجه مطلوب نخواهد داد; زیرا کودک بیش تر اوقات فراغت خود را در خارج از مدرسه و غالبا در خانه و جامعه می گذراند و از والدین و جامعه متأثر می شود که خنثا کردن اثرات محیط خارج از محیط در مدت محدود درسی بسیار سخت و گاهی غیر ممکن است. در واقع، امروز اگر خانواده، مدرسه و جامعه نسل جدید را به سوی یک هدف و روش واحدی سوق ندهد، نمی توان امیدی به پیشرفت دینی جامعه داشت و اگر این مثلث تربیتی (خانه ـ مدرسه ـ جامعه) در برنامه ها و روش ها هماهنگی لازم را نداشته باشد، در روند رشد دینی کودک و نوجوان اختلال به وجود خواهد آمد که اولین عارضه آن تعارض است.

منـابـع

محمدرضا رضوان طلب- پرستش آگاهانه- صفحه 51

محمدرضا مطهرى- راهنمايى و مشاوره از ديدگاه اسلام- صفحه 42

محمدعلى سادات- راهنماى آموزش تعليمات دينى در مدارس- صفحه 27

رجبعلى مظلومى- با تربيت مكتبى آشنا شويم- صفحه 142

غلامعلى افروز- روش هاى پرورش احساس مذهبى (نماز) در كودكان و نوجوانان- صفحه 19- 20

محمّدرضا مطهرى- مقاله اصول و مبانى آموزش مسائل دينى به كودكان و نوجوانان- مجله معرفت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 17:54  توسط جعفر شکری  | 

نمونه سوالات کلاس تاريخ اسلام
1
- اساس ملّيت جامعه عرب جاهلى را چه چيز تشكيل مى داد؟
2
- عرب جاهلى از چه راه هايى امرار معاش مى كرد و اقتصادش بر چه پايه اى استوار بود؟
3
- عرب جاهلى از نظر فرهنگى چه وضعيّتى داشت؟
4
- وضعيّت زن و خانواده در جامعه عرب جاهلى چگونه بود؟
5
- بت پرستى چه زمان و توسّط چه كسى در شبه جزيره عربستان رايج شد؟
6
- يهوديان چه زمان و روى چه انگيزه اى به عربستان مهاجرت كردند و در كجا سكونت گزيدند؟
7
- حضرت على (ع) اوضاع سياسى، اجتماعى جهان در عصر بعثت را چگونه ترسيم كرده است؟
8
- نياكان رسول خدا (ص) تا كداميك از اجداد آن حضرت مورد اتّفاق نظر مورّخان است و نظر خود پيامبر (ص) در اين زمينه چيست؟
9
- رسول خدا (ص) چند سال در ميان قبيله «بنى سعد» بود؟
10
- نخستين سفر رسول خدا به «يثرب» همراه چه كسى و به چه منظور انجام گرفت و در اين سفر چه حادثه اى اتّفاق افتاد؟
11
- رسول خدا (ص) در چند سالگى، جدّ خود «عبدالمطّلب» را از دست داد و پس از او تحت حمايت و سرپرستى چه كسى قرار گرفت؟
12
- نخستين سفر رسول خدا (ص) به شام در چه سنّى و به چه منظور انجام گرفت.
13
- در «بُصْرى » چه اتّفاقى براى پيامبر (ص) رخ داد؟
14
- وضعيّت روحى و تربيتى پيامبر (ص) پيش از بعثت چگونه بود؟
15
- غار حِراء در كجا واقع شده و از چه خصوصيّتى برخوردار است؟
16
- پيامبر (ص) در چه تاريخى و در چه سنّى به نبوّت مبعوث گرديد؟
17
- پيشگام ترين فرد در اسلام كيست؟ به چه دليل؟
18
- نام چند تن از پيشگامان در اسلام را ذكر كنيد (حداقل پنج نفر).
19
- رسول خدا (ص) دعوت خود را چگونه آغاز كرد و در طول اين مدّت چه حادثه اى بين مسلمانان و مشركان اتّفاق افتاد؟
20
- ابوطالب پس از آنكه شكنجه هاى طاقت فرساى قريش نسبت به مسلمانان را ديد دست به چه اقدامى زد؟

21- علّت انتخاب حبشه از ميان كشورها چه بود؟وقريش پس از آگاهى از هجرت مسلمانان چه واكنشى نشان داد؟
22
- نجاشى در پاسخ فرستادگان قريش چه گفت؟
24
- تاريخ و كيفيّت اسلام آوردن حمزة بن عبدالمطّلب را به اختصار بيان كنيد.
25
- قريش پيش از اقدام محاصره اقتصادى چه تصميمى نسبت به پيامبر گرفتند؟ و چرا تصميم خويش را عملى نساختند؟
26
- نقش ابوطالب در دفاع از پيامبر (ص) و مسلمانان را به اختصار بيان كنيد.
27
- تغيير قبله روى چه انگيزه اى صورت گرفت و چه نتيجه اى در برداشت؟
28
- غزوه بَنى قَيْنُقاع در چه زمانى واقع شد و چه نتيجه اى داشت؟
29
- علل بروز جنگ احد چه بود؟
30
- علل شكست مسلمانان در نبرد احد را به اختصار بيان كنيد.
31
- مانور نظامى حَمْراء الْأسَد به چه منظورى انجام شد؟
32
- شهداى احد در كجا دفن شدند؟ نام تعدادى از شهداى احد را ذكر كنيد.
33
- در چه تاريخى رسول خدا (ص) به جَجَهُ الْوِداع رفت؟
35
- چرا رسول خدا (ص) فرمان داد تا كاروان متوقف شود؟
36
- رسول خدا (ص) در روز غَدير راجع به على (ع) چه فرمود؟
37
- پس از ماجراى غَدير، چه آيه اى نازل شد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 13:9  توسط جعفر شکری 

سوالات مربوط به اول کتاب تا صفحه ۱۰۰

۱-تاریخ از نظر لغت به چه معناست ؟

الف -فهم حوادث گذشته

ب  - شناسایی گذشتگان

ج -شناساندن وقت

د -بررسی روزگاران گذشته

۲ - این تعریف مربوط به کدام نوع تاریخ می شود ؟”علم به وقایع وحوادث سپری شده وآگاهی از اوضاع واحوال گذشتگان”

الف -تاریخ نقلی

ب  - تاریخ علمی

ج -تاریخ عملی

د -هیچکدام

۳ - کدام گزینه مربوط به تاریخ نقلی نمی شود ؟

الف -سیره ها مربوط به تاریخ نقلی است

ب  - تاریخ نقلی یعنی کطالعه برسی وتحلیل وقایع گذشته

ج -به یک سلسله امور جزئی وفردی می پردازد

د -زندگینامه ها ، فتح نامه ها را شامل می شود

۴ -آیاتی که از مرگ وزندگی جوامع وفراگیر بودن کیفر این جهانی ونابودی جامعه ها براثر ترد پیامبران پرده برمی دارد چه چیزی رامطرح می کند ؟

الف -علمی بودن حوادث

ب  - قانون مندی تاریخ

ج -جاودانه نبودن انسان

د -زندگی اخروی

۵ -کدام گزینه صحیح نمی باشد؟

الف -آگاهی از تاریخ اسلام وبارور نگه داشتن میراث فرهنگی مربوط به جوامع عرب می باشد

ب  - شناسنامه هر ملتی براساس میراث های تاریخی اش شکل می گیرد

ج -شناخت احکام شرعی ،چگونگی ومراحل مشروعیت آنها ازدلایل اهمیت تاریخ اسلام است

د -وظیفه ملی ماست که از پیشینه آنچه سرنوشت ملی ومیهنی ما بر آن استوار است آگاهی یابیم

۶ -کدام یک از گزینه های زیر مربوط به علم رجال نمی شود ؟

الف -این دانش از روشها ی خبریابی وپژوهشی ممتازی برخوردار است

ب  - مربوط به ارزیابی وتحقیق صلاحیت خبر می شود

ج -جزء یکی از علوم تاریخ نگاری است

د -مربوط به این می شود که در گذشته اخبار سینه به سینه نقل می شد

۷ -کدام یک از گزینه های زیر مربوط به طبقه بندی گونه های تاریخ نگاری اسلامی نمی شود ؟

الف -سبک خبری وپیوسته

ب  - تاریخ نگاری سیاسی

ج -تک نگاری

د -تاریخ نویسی عمومی وتقویمی

۸ -کدام مورد جزء مکاتب بزرگ تاریخ نگاری اسلامی نمی باشد؟

الف -مکتب تاریخ نگاری عراق

ب  - مکتب تاریخ نگاری بغداد

ج -مکتب تاریخ نگاری ایران

د -الف وج

۹ -درکدام مکتب تاریخ نگاری به تدوین مجموعه هایی می پردازد که به نوعی احیاگر اندیشه شعوبی گری بوده است ؟

الف -مکتب تاریخ نگاری شام

ب  - مکتب تاریخ نگاری عراق

ج -مکتب تاریخ نگاری یمن

د -مکتب تاریخ نگاری ایران

۱۰ -کدام مکتب تاریخ نگاری به ترکیب قرآن ، فقه واحکام با موضوعات تاریخی شناخته شده است ؟

الف -مکتب تاریخ نگاری مدینه

ب  - مکتب تاریخ نگاری یمن

ج - مکتب تاریخ نگاری حجاز

د -مورد الف وج

سوالات مربوط به صفحه ۱۰۰ تاآخرکتاب :

۱-درجنگ بدر سپاه قریش وسپاه اسلام به ترتیب چند نفر بودند ؟

الف-۳۰۰۰و۱۰۰۰

ب -۲۰۰۰و۱۵۰۰

ج -۳۰۰۰و۲۰۰۰

د -۴۰۰۰و۱۰۰۰

۲ - مثلث شوم شرک که خضرت محمد درداخل مدینه با آن درگیر بودند شامل چه  بود؟

 الف -اشراف قریش ، مشرکان ، نفاق

ب -نژادپرستی ، منافقان ، اشزاف

ج -نفاق ، نژادپزستی ،اشراف قریش

د -کفار ، نژادپرستی  ،مشرکان

۳- کدام گزینه در مورد جنگهای پیامبر صحیح می باشد ؟

الف -پیامبر(ص) در هشت غزه شرکت وآنها را فرماندهی کردند

ب-تنها جنگ بدر با مشرکان بود

ج-دراکثر نبردها رد پا ی کفار و بیگانگان را می توان یافت

د-پیامبر(ص) فرماندهی غزوات بدر ،خندق و بنی قریظه را به عهده داشتند

۴ -نخستین اقدام عملی خضرت محمد(ص) پس از تاسیس ملت وگسترش اسلام چه بود ؟

الف -ایجاد پیوند میان قبایل

ب-ایجاد محیط مناسب برای ارتباط فکری

ج -ایجاد منشور قانون اساسی

د -تاسیس مسجد

۵ -حلف چه بود ؟

الف -پیمان بین قبایل بود

ب -قوی ترین سنت اجتماعی بود

ج -بر اسا آن میان دو بیگانه خویشاوندی ایجاد می شد

د -همه موارد صحیح می باشد

۶ -چه عوامتی باعث می شد در جامعه اسلامی زمان پیامبر اختلافات فزونی یابد ؟

الف -گوناگونی زبان

ب -تعصبات شدید

ج -گوناگونی نژاد

د -همه موارد

۷ -کدام گزینه در مورد عقد اخوت صحیح نمی باشد ؟

الف -برای ایچاد همپیمانی دینی به جای تعصب قومی به کار می رفت

ب -به وسیله آن مهاجرین در سرپرستی انصار قرار می گرفتند

ج-رهاورد آن احساس مسئولیت  مسلمانان در برابر تنگدستی یکدیگر بود

د -پس از اجرای آن معضل تحریک عواطف دو گروه انصار پیش امد

۸ - این ویژگی “اینان ، جامه مسلمانی به تن دارند ولی دشمنان داخلی وستون پنجم جامعه اند”مربوط به چه گروهی است ؟

 الف-مشرکان

ب -منافقین

ج -کفار

د -همه موارد

۹ - دلایلی چون تفسیر وبیان اصول کلی دین و آیات قرآن مربوط به کدام مورد می شود ؟

الف-لزوم داشتن دین

ب -لزوم نقش مردم در حکومت

ج -لزوم نیاز به جانشین پیامبر

د -لزوم نبوت

۱۰ - دلیل انکار نبوت پیامبر توسط بعضی از صحابه چه بود ؟

الف- مصالح اسلام

ب -علاقه بسیار به پیامبر

ج -علاقه به اهداف پیامبر

د -ب وج

۱۱ - ویژگی هایی چون “دروغگویی ، تظاهر به اصلاح کلی ، فقدان شعور واقعی ونداشتن اندیشه وفهم درست ” مربوط به کدام گروه می باشد ؟

الف -کفار

ب  - مشرکان

ج -منافقین

د -همه موارد

۱۲ - چه کسی در سقیفه با معاویه به عنوان اولین نفر بیعت کرد ؟

الف -ابو عبیده

ب  - عمر

ج -سعدبن ابی وقاص

د -بشیر بن سعد

۱۳ - در حج برائت آیات الهی توسط چه کسی ابلاغ شد ؟

الف -پیامبر(ص)

ب  - ابوبکر

ج -حضرت علی (ع)

د -عمر

۱۴ - کدام گزینه جزء مشکلات  زمان بعد از رحلت پیامبر نبوده است ؟

الف -ادعای نبوت توسط عده ای

ب  - بازگشت از دین وارتداد

ج -نپرداختن زکات

د -عدم خشونت در حکومت داری

۱۵ - کلمه مولا در خطبه غدیر به چه معناست ؟

الف - اولی بالتصرف

ب  - اولی بالشی ء

ج - یاور ودوست

د -برادر دینی

۱۶ - علت نپرداختن زکات توسط افراد معترض به حکومت به حاکمان بعد از رحلت پیامبر چه بود ؟

الف - نبود رهبر واقعی بعد از پیامبر به عنوان جانشین

ب  - حرص وطمع مردم

ج - نارضایتی ازط حاکمان

د -وضعیت نابسامان اقتصادی

۱۷ -اساسی ترین اقدام در جهت شکل گیری امت اسلامی وتثبیت حکومت چه بود ؟

الف - هجرت از مکه به مدینه

ب  - جهاد در راه خدا

ج -رفع اختلافات عقیدتی وقومی

د - گزینه ب وج

۱۸ - نخستین خلیفه ای که امیر المومنین خوانده شد چه کسی بود ؟

الف -ابوبکر

ب  - عمر

ج -عثمان

د -عمروعاص

 ۱۹ - مهمترین علت وسبب موفقیت و گسترش اسلام چه بوده است ؟

الف - قرآن

ب  - سیره

ج -رفتار پیامبر

د - همه موارد

۲۰ - کدام یک از موارد زیر جزء دلایل نیاز به جانشین پیامبر نمی با شد ؟

الف - فلسفه بعثت پیامبر مانند قانون هدایت عمومی

ب  - نیاز جامعه به وحی

ج -لزوم ارتباط بین عالم ربونی وعالم انسانی

د -تفسیر وبیان اصول کلی دین

۲۱ - وضع مقررات درباره اهل ذمه ،ایجاد پایگاههای نظامی ،تسخیر سراسر جزیره العرب وجداسازی شام ومصر از چنگ امپراتوری روم ، از جمله اقدامات کدام خلیفه بود ؟

الف -عمربن نخطاب

ب  - ابوبکر

ج -عثمان

د -بشیر بن سعد

۲۲ -علت اصلی کشته شدن عمر چه بود ؟

الف -وضع مقررات ردباره اهل ذمه

ب - ایجاد پایگاههای نظامی

ج -بی توجهی وی به شکایات ابولولوء

د -الف وج صحیح می باشد

۲۳ -در چه سالی پیامبر به مساملنان اجازه جهاد (دفاع ) دادند ؟

الف - یاز دهم هجری

ب  - دوم هجری

ج -چهارم هجری

د -دهم هجری

۲۴ -کدام مورد از اقدامات خلیفه دوم نمی باشد ؟

الف -جلوگیری از ورود غیر عرب به مدینه

ب  -  شدت یافتن منع تدوین حدیث

ج -روی کار آوردن اقوام وخویشان

د -تفاوت نهادن میان مسیحیان عرب وغیر عرب

۲۵ - خلیفه اول ودوم به ترتیب به چه وسیله ای به خلافت رسیدند ؟

الف - شورای شش نفره - عهدنامه

ب  - عهدنامه -سقیفه

ج -شورای شش نفره -سقیفه

د -سقیفه -عهدنامه

۲۶ -منع تدوین حدیث که از زمان …..آغاز شده بود ، با بخشنامه…….شدت یافت .

الف -خلیفه اول - خلیفه دوم

ب  - خلیفه اول - خلیفه سوم

ج -خلیفه دوم -خلیفه سوم

د -خلیفه اول -خلیفه چهارم

۲۷ -کدام یک از افراد زیر جزء کارگزاران خلیفه اول می باشد ؟

الف -معاویه

ب - ابوهریره

ج -خالد بن ولید

د -عمرو بن عاص

۲۸ -تاریخ نویسان مسلمان چه سالهایی را سالیان آزمایش نام نهاده اند ؟

الف - دوره خلافت ابوبکر

ب  - دوره خلافت عمر

ج -دوره خلافت عثمان

د -دوران خلافت هرسه خلیفه

۲۹ -مهم ترین مشکل حکومت حضرت علی (ع)چه بود ؟

الف -رفاه گرایی

ب  - انحرافات وبدعتها

ج -عدالت اقتصادی

د -تضعیف ارزش های دینی

۳۰ -کدام یک از عوامل زیر جزءعلل ناخشنودی ازحکومت حضرت علی (ع) توسط مردم نیست ؟

الف -کنارنهادن رووش شیخین در تقسیم بیت المال

ب  - اساس قرار دادن مساوات در حقوق

ج -برتری ندادن به اشراف وعرب بر دیگران

د -واگذار کردن شام ومصر به معاویه

۳۱ -کدام یک از موارد زیر صحیح نمی باشد ؟

الف -جنگ صفین توسط معاویه به وجود آمد

ب  - جنگ جمل توسط طلحه وزبیر وعایشه ایجاد شد

ج -جنگ نهروان توسط قاسطین به وجود آمد

د -مارقین همان خوارج می باشند

۳۲ - امام علی چند سال حکومت کردند ؟

الف -۳ سال و۹ ماه

ب  - ۴ سال و۹ ماه

ج  -۷سال و۹ماه

د  -۲ سال و۹ماه

۳۳ -حرکت وفعالیت مستمر امامان از چهسالی آغاز شد وتا چه سالی ادامه یافت  ؟

الف -یازدهم هجرت - ۳۲۰ سال

ب  - یازدهم هجرت -۲۵۰ سال

ج -سیزدهم هجرت - ۳۲۰ سال

د -یازدهم هجرت -۱۵۰ سال

۳۴ -امام حسن وامام حسین (ع)به ترتیب چند سال حکومت کردند ؟

الف -۱۰سال -۶سال

ب  - ۱۰ سال - ۶ماه

ج -۹سال - ۲ماه

د -۸ سال - ۳سال

۳۵ - کدام یک جزء شورای شش نفره تعیین خلیفه نمی باشد؟

الف-زبیربن عوام

ب- سعدبن ابی وقاص

ج -عبدالرحمان بن عوف

 د-عمر بن خطاب

۳۶ - کدام گزینه صحیح نمی باشد ؟

الف-شرکت مردم در انتخاب خلیفه اول محدود به حاضران در سقیفه بود

ب- دربیعت با امام علی (ع) همه مردم شرکت کردند

ج -برگزیده شدن عثمان محدود به شورای شش نفره نبود

 د-همه موارد

۳۷ -کدام گزینه شامل موانع ومشکلات حکومت علی (ع)نمی باشد؟

الف-عدالت اقتصادی

ب- عدالت اجتماعی

ج -انحرافها وبدعتها

 د-موانع سیاسی

۳۸ -پیدایش شکاف های اجتماعی از زمان کدام خلیفه آغاز گشت ؟

الف-خلیفه اول

ب- خلیفه دوم

ج -خلیفه سوم

 د-همه موارد

۳۹ -کدام مورد جزء علل ناخشنودی از حکومت علی (ع)نمی باشد ؟

الف-کنارهنادن روش شیخین در تقسیم بیت المال

ب- اساس قراردادن مسلوات درحقوق

ج -ترک نکردن مسامح دربرابر سران قبایل

 د-رعایت استحقاق ها

۴۰ - چه کسانی جزء ناکثین بودند؟

الف-طلحه

ب- زبیر

ج -عثمان

 د-الف وب

۴۱ -جنگ صفین توسط  چه کسانی آغاز گشت ؟

الف-ناکثین

ب- قاسطین

ج -منافقین

 د-مارقین

۴۲ -مارقین جزء کدام گروه بودند ؟

 الف-ناکثین

ب- منافقین

ج -خوارج

 د-قا سطین

۴۳ -کدام گزینه جزء سپاه امام حسن (ع) درجنگ نبودند ؟

الف-جناح اموی

ب- شیعیان

ج -خوارج

 د-رومیان

۴۴ -این تعریف مربوط کدام جناح از سپاه امام حسن (ع)می شود؟

“دراین جناح عناصر نیرومندی وجود داشت که ازطرفداران بسیار بهره می بردند ودرپدید آوردن یاس وتزلزل در سپاه تاثیری بسزا داشتند”

الف-شیعیان

ب- خوارج

ج -سودجویان

 د-جناح اموی

۴۵ -کدام گزینه صحیح نیست ؟

الف-روح ساحشوری هاشمی با رفتار امام حسین (ع)متناسب تر است تارفتارامام حسن (ع)

ب- امام حسن وامام حسین (ع)دو تدبیرجداگانه داشتند

ج -هریک ازاین دو راه برترین وسیله نزدیک شدن به خدا به شمار می آمد

 د-این دو راه تنها راه حل های عاقلانه ومنطقی آن وضعیت بود

۴۶ -چه عاملی اصلی ترین عامل ناامیدی امام حسن(ع) از پیروزی نظامی بود؟

الف-کم بودن سپاهیان

ب- نبودن وقت کافی برای تجهیز سپاه

ج -یکپارچه نبودن سپاه

 د-زیادبودن نفرات دشمن

۴۷ -کدام یک از موارد زیر در مورد علل راه حلهای متفاوت امام حسن وامام حسین (ع) صحیح می باشد ؟

 الف-تفاوت در دوستان

ب- تفاوت در دشمنان

ج -تفاوت در موقعیت

 د-همه موارد

۴۸ -این تعریف مربوط به کدام گزینه می باشد؟

“دوگروه پس از مناظره دربرابر هم به نتبجه مقبول دست نیابند وهریک ادعای کتمان عمدی حق از سوی دیگری را داشته باشدبرای اثبات ادعای خود مساله رابه خداوامی گذارند”

الف-مناظره

ب- مباهله

ج -مبادله

 د-مساوات

۴۹ - کدام گزینه درمورد جبریه ومرجئه صحیح نمی باشد ؟

الف -هردو یک نوع فرقه بودند

ب -ازنظد عقیدتی با سیاست اموی همسو بودند

ج -نتاجعی شوم در جامعه برجا نهادند

د -درزمان پیامبر(ص) وجود داشتند

۵۰ -کدام یک ازعوامل زیر جزء علل ناخشنودی مردم از معاویه نمی باشند؟

الف –بی احترامی به افکارعمومی

ب -لشکرکشی وتجاوز به حرم امن الهی

ج -دارانبودن شایستگی

د-تقویت عناصرفاسد


پایان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 13:43  توسط جعفر شکری 

پذیرش اسلام از سوی ایرانیان به صورت ............. انجام گرفت .

الف – اجباری                             ب – احساسی             

ج – اختیاری                              د – انفعالی 

 قبیله ی بنی قینقاع از یهودیان ساکن مدینه با روش ......... به نبرد با پیامبر (ص) آمدند .

الف – دین علیه دین                                  ب - افساد درجامعه   

ج – همکاری با سپاه احزاب                        د – طرح سوالات مختلف 

 کدام گروه معتقد به تنصیصی بودن موضوع جانشینی رسول خدا (ص) هستند ؟

الف- اهل سنت          ب – مهاجرین         ج – شیعه              د – انصار 

 در کدام دوره ایرانیان بانام موالی از حقوق اجتماعی محروم بودند ؟

الف- دوره قبل از اسلام                      ب – دوره پیامبر (ص)       

ج – دوره امویان                                د – دوره امام علی (ع) 

 گسترش فتوحات اسلامی باعث ……… نقش راهنمایی و هدایت امام علی (ع) گردید .

الف – تغییر           ب – افزایش       ج – رکود                  د – کاهش 

 فتنه خوارج از………………  آنان سرچشمه می گرفت .

ا لف ضعف  فکری و ناآگاهی                   ب فساد مالی - سیاسی

ج ممانعت امام از خروج                        د اجرای عدالت علیه 

 پیامبر (ص) بعد از کدام واقعه به سران قبایل و کشور ها نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد؟

الف بعثت             ب هجرت        ج صلح حدیبیه       د فتح مکه 

 سپاه اسامه که در حیات پیامبر به انجام مأموریت اقداو نکرد در در زمان خلیفه اول ……… .

الف سپاه متحمل شد             ب به سوی دشمن اعزام شد      

 ج فرمانده جوان عزل شد        د جریان بودن اسامه مورد اعتراض بود 

  کدامیک ضرورت تعیین جانشین از سوی پیامبر (ص) را حتمی و قطعی می کند؟

الف اندیشه کودتای منافقان                              ب جریان ادعای نبوت و ارتداد

ج نزدیکی ارتحال پیامبر (ص)                         د هر سه مورد 

 انگیزه اقدام انصار بر اجتماع در سقیفه برای تعیین خلیفه؟

الف رویارویی با کردار برخی از مهاجرین      ب موضع گیری در برابر پیامبر         

ج مقابله با توطعه های منافقان                 د جلوگیری از فروپاشی نظام سیاسی اسلام 

 از نظر عمر بن خطاب بیعت با ابوبکر ……… بود.

الف با تدبیر و تأمل بود             ب ناگهانی و بدون دور اندیشی

ج آگاهانه و داوطلبانه                            د با اجبار و اکراه

چرا امویان درعصر خلفا از جزیره العرب به شام عزیمت کرده ودر آنجا اسکان یافتند ؟

الف – چون در شام هواداران زیادی داشتند    

 ب – چون مدینه برای کسب قدرت دینی برای آنان مناسب نبود

ج – چون مردم شام از آنان دعوت کردند

 د – چون مردم مسلمان مدینه آنان را اخراج کردند 

– کتاب امام علی (ع) صدای عدالت انسانی از کدام نویسنده زیر می باشد ؟

الف – محمد رضا حکیمی        ب – رسول جعفریان        

ج – احمد حسین یعقوب           د – جورج جورداق

 کدام گروه معتقدند که هرمسلمانی به شرط پذیرش مردم صلاحیت خلافت وجانشینی پیامبر

(ص) دارد ؟

الف- اهل سنت          ب – مهاجرین              

ج – شیعه                   د – انصار 

 شام بدست --------- فتح ومردم آن بوسیله او با--------  آشنا شدند .

الف – عمر- قرآن                                    ب – عمروعاص – اسلام      

ج – خالد – اعراب                                   د – معاویه – دین 

 شعارالرضا من ال محمد نشانگرجایگاه ................. دربین مردم مسلمان بوده است .

الف- عباسیان         ب-  امویان         ج-  اهل بیت (ع)            د- ابو مسلم 

زینه المتهجدین لقب کدام امام همام می باشد ؟

الف-امام باقر (ع)                                   ب- امام صادق (ع)            

ج- امام کاظم(ع)                                    د- امام رضا (ع) 

 امام رضا (ع) با ---------- وبه شرط ------------ مقام ولایت عهدی مامون را پذیرفت .

الف- اشتیاق – حضور درمدینه              

 ب- اجبار – عدم دخالت در امور

ج- میل ورغبت –   دخالت در عزل ونصب مقامات  

 د- کراهت – مشارکت علویان در حکومت

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ساعت 14:9  توسط جعفر شکری